از سیلک تا فرش معاصر؛ بررسی سیر تحول و شاخصههای فرش کاشان در ۷۸مین نشست کاشانشناسی
هفتاد و هشتمین نشست تخصصی مرکز پژوهشی کاشانشناسی با موضوع «شاخصهها و سیر تحولی فرش کاشان از دیرباز تا کنون» روز ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵ در سالن شهید سلیمانی سازمان مرکزی برگزار شد.
در این نشست، دکتر امیرحسین چیتسازیان، پژوهشگر حوزه فرش، بهعنوان مهمان و سخنران و آقای مجتبی ومعینیان، معاون مرکز پژوهش فرش دانشگاه کاشان و دکتر حیدری و آقای عابدینی و خانم خسروی به عنوان میزبان حضور داشتند.
در آغاز برنامه، دکتر حیدری ضمن خوشامدگویی به حاضران، به نقش دکتر چیتسازیان در بنیانگذاری و شکلگیری رشته فرش در دانشگاه کاشان اشاره کرد و از دغدغهمندی و تلاشهای ایشان در این زمینه تقدیر کرد.
دکتر چیتسازیان در این نشست با موضوع «تاریخ نانوشتهها و ناگفتهها درباره فرش کاشان» به بررسی پیشینه هنر نساجی و بافندگی در این منطقه پرداخت.
وی با اشاره به پیشینه تاریخی کاشان و تمدن سیلک، این منطقه را یکی از خاستگاههای مهم هنر نساجی و فرش در ایران و حتی جهان دانست.
به گفته وی، قدمت سکونت در سیلک به حدود ۹ هزار سال و پیشینه صنعتی آن به حدود ۷ هزار سال میرسد و در کاوشهای باستانشناختی، شواهدی از فعالیتهای مرتبط با نساجی و بافندگی در این منطقه به دست آمده است.
چیتسازیان با استناد به مطالعات باستانشناسانی همچون کریشمن، به کشف ابزارهای مرتبط با نساجی، از جمله دوک و برخی آثار طناب و دستبافته اشاره کرد.
وی افزود: اگرچه مواد اصلی فرش، از جمله پشم، پنبه و ابریشم، به دلیل شرایط محیطی و گذشت زمان در کاوشهای باستانشناختی سیلک بهصورت مستقیم باقی نماندهاند، اما شواهد موجود از وجود هنرهای مرتبط با بافندگی و دستبافته در این منطقه حکایت دارد.
سخنران نشست همچنین با اشاره به نقشمایههای کشفشده در آثار باستانی، آنها را از جمله شواهدی دانست که میتواند وجود هنر بافندگی و دستبافته در کاشان را در دورههای بسیار کهن تأیید کند.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی، قدمت برخی نقشهای مرتبط با فرش را به حدود ۲۸۰۰ تا ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد نسبت داد و گفت پیشینه فرش کاشان را میتوان در دورههای پیش از میلاد نیز پیگیری کرد.
چیتسازیان همچنین به شواهد مربوط به دستبافتههای دوره ساسانی و نمونههایی از منسوجات منسوب به کاشان که در برخی کلیساها و موزههای اروپا نگهداری میشوند، اشاره کرد.
وی در ادامه با بررسی دوره اسلامی اظهار داشت که در صدر اسلام، شواهد صریح و قطعی درباره تولید فرش در کاشان محدود است، اما در دوره آلبویه نمونههایی از پارچههای منسوب به این دوره در موزهها باقی مانده است.
وی یکی از شواهد قطعیتر در زمینه بافتههای تاریخی کاشان را زیلویی از نوشآباد دانست که در موزه آرمیتاژ نگهداری میشود و قدمت آن به پیش از دوره صفویه بازمیگردد.
به گفته چیتسازیان، از اوایل دوره صفویه شواهد روشنتری درباره وجود فرشهای منسوب به کاشان در دست است و از این دوره میتوان روند شکلگیری و تثبیت جایگاه فرش کاشان را با اطمینان بیشتری دنبال کرد.
در ادامه نشست، دکتر حیدری با اشاره به پیوند میان صنعت، فناوری و هنر در فرش، این پرسش را مطرح کرد که کاشان از چه دورهای به ظرفیتهای فنی و ذوق هنری لازم برای شکلگیری یک سنت قدرتمند فرشبافی دست یافته است.
وی با اشاره به شرایط اقلیمی کاشان، شکلگیری و گسترش صنایع و هنرهای کاربردی را تا حدی متأثر از ضرورتهای اقتصادی و معیشتی مردم منطقه دانست.
دکتر حیدری تمدن سیلک را از مهمترین شواهد پیشینه صنعتی کاشان معرفی کرد و از فلزکاری، سفالسازی، جواهرسازی، بافندگی و دیگر هنرهای کاربردی بهعنوان بخشی از این پیشینه نام برد.
وی همچنین به شواهد مربوط به دامداری، کشاورزی و دسترسی به مواد اولیه در منطقه اشاره کرد و گفت وجود پشم، پنبه و ابریشم در کنار مهارتهای هنری و فنی، زمینه مناسبی برای توسعه بافندگی و فرش در کاشان فراهم کرده است.
دکتر حیدری با اشاره به نقش طرح و نقش در هنر کاشان، آثار سفالی و نقشمایههای برجایمانده از دورههای مختلف را از شواهد استمرار هنر و ذوق هنری در این منطقه دانست.
وی همچنین بر ضرورت توجه بیشتر به «مکتب کاشان» در مطالعات هنر ایران تأکید کرد و گفت کاشان را میتوان یکی از مکاتب مهم هنری ایران دانست که به دلیل کمبود پژوهشهای تخصصی، هنوز جایگاه واقعی آن بهصورت شایسته معرفی نشده است.
در بخش دیگری از این نشست، آقای مجتبی ومعینیان، معاون مرکز پژوهش فرش دانشگاه کاشان، به بررسی نقش فناوری و خلاقیت در تحول هنر فرش پرداخت.
وی با بیان اینکه ابزار و فناوری بافندگی در طول تاریخ تغییرات بنیادین و گستردهای نداشته است، خلاقیت و توانایی هنرمندان را یکی از مهمترین عوامل تحول و ماندگاری هنر فرش دانست.
معینیان با اشاره به مفهوم «هنر صناعی» در فرش، خلاقیت هنرمند را عاملی اساسی در شکلگیری طرح، نقش و ویژگیهای هنری فرش معرفی کرد.
وی همچنین به روند شکلگیری دانش فرششناسی در ایران اشاره کرد و گفت جریان علمی و پژوهشی فرششناسی تقریباً از دهه ۴۰ آغاز شد و در دهه ۷۰ با ورود رشتههای مرتبط با فرش به دانشگاهها، مطالعات دانشگاهی این حوزه گسترش یافت.
در پایان این نشست، بر اهمیت توجه به پیشینه تاریخی، ظرفیتهای هنری و میراث بافندگی کاشان و ضرورت انجام پژوهشهای بیشتر درباره مکتب فرش کاشان تأکید شد.
این نشست با هدف بررسی علمی و تاریخی جایگاه فرش کاشان و شناخت روند تحول آن از دورههای باستانی تا روزگار معاصر برگزار شد.
نظر شما :