تاریخ بیدگل از روایتهای خانوادگی تا تلاش برای حفظ اسناد و میراث محلی
شناخت تاریخ یک شهر تنها از مسیر کتابهای رسمی و روایتهای ثبتشده در منابع تاریخی شکل نمیگیرد؛ بخشی از این تاریخ در خاطرات خانوادهها، شجرهنامهها، بناهای قدیمی، اسناد خطی و روایتهای شفاهی مردم باقی مانده است. هشتادوهفتمین نشست تخصصی مرکز پژوهشی کاشانشناسی به تاریخ شفاهی بیدگل اختصاص داشت و در آن، ضمن مرور بخشی از پیشینه تاریخی و اجتماعی این منطقه، درباره محلهها، خاندانهای سادات، بناهای تاریخی و روند جمعآوری اسناد و منابع مکتوب بیدگل گفتوگو شد.
حجتالاسلام سیدحسین هاشمیتبار، در آغاز سخنان خود، بخشی از پیشینه خانوادگیاش را روایت کرد. او با اشاره به انتساب خانواده به سادات نطنز، جد بزرگ خاندان را مرحوم آقاسید حسن حسینی واقفی افوشی نطنزی معرفی کرد و توضیح داد که جد یازدهم خانواده، مرحوم آقاسید عبدالکریم حسینی واقفی، در پی دعوت مردم و حاکم وقت به بیدگل مهاجرت کرده است. به گفته او، این مهاجرت پس از زلزله سال ۱۱۹۲ هجری قمری و در حدود سال ۱۱۹۳ صورت گرفته و این خاندان از آن زمان در بیدگل حضور داشتهاند.
هاشمیتبار با اشاره به گسترش نسل این خاندان در بیدگل، از وجود شجرهنامهای خانوادگی بر روی پوست سخن گفت که به گفته او، در اختیار سید زینالعابدین واقفی قرار دارد و نسخهای از آن نیز تهیه شده است. همچنین از مجموعه هفتجلدی حسین اعظم واقفی درباره سادات واقفی یاد شد که در آن به شجره این خاندان نیز پرداخته شده است.
بخش دیگری از سخنان به ساختار محلهای و خاندانهای سادات بیدگل اختصاص داشت. در این زمینه، از مختصآباد بهعنوان محل سکونت خاندان حسینی واقفی و از خاندان طباطبایی بهعنوان یکی دیگر از خاندانهای سادات منطقه یاد شد. هاشمیتبار درباره پیشینه خاندان طباطبایی نیز توضیحاتی ارائه کرد و بر وجود اسناد و مدارک خطی درباره این خاندان تأکید داشت.
از دیگر موضوعات مطرحشده، ساختار بناهای موسوم به «چهارتاقی» در بیدگل بود. هاشمیتبار توضیح داد که در گذشته برای برخی از بزرگان بیدگل چهارتاقیهایی ساخته میشده و نمونههایی از این بناها همچنان در مناطقی مانند دشتهای حسنآباد، فیضآباد، دولاب و ایلآباد وجود دارد. به گفته او، این بناها تنها کاربرد یادمانی نداشتند و در مواردی بهعنوان محل استراحت کشاورزان، فضایی برای تهیه غذا و چای و حتی جایگاه نگهداری اسب و الاغ مورد استفاده قرار میگرفتند. همچنین از ارتباط این نوع بناها با الگوهای معماری دورههای سلجوقی و ساسانی سخن گفته شد.
مسیر زندگی هاشمیتبار نیز با تاریخپژوهی بیدگل پیوند خورده است. او از دوران تحصیل در رشته ریاضی و فیزیک و ورود به حوزه علمیه پس از توصیه امام جماعت مسجد و موافقت پدرش سخن گفت. بخشی از تحصیلات او در مدرسه میانچال و سپس در قم و مدرسه جهانگیرخان قشقایی و مدرسه فیضیه سپری شد. علاقه او به شجرهنامه خانوادگی نیز در همین دوره ادامه یافت و آشنایی و ارتباط با آیتالله سید شهابالدین مرعشی نجفی از خاطرات مهم او در این مسیر بود.
او پس از بازگشت به کاشان، تحصیل خود را در مدرسه آیتالله سیدعلی یثربی ادامه داد و مدتی نیز به آباده رفت. حاصل این دوره، تهیه کتابی با عنوان «تاریخ بهمن» بود که به پیشینه منطقهای با نام قدیمی حسینآباد و سپس بهمنآباد میپرداخت. پس از بازگشت به بیدگل، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی او در محله قاسمآباد و حسینیه مسلمبنعقیل ادامه پیدا کرد.
اما نقطه مهم دیگری از روایت او، آغاز فعالیت مستمر در زمینه تاریخپژوهی بیدگل بود. هاشمیتبار توضیح داد که در سالهای دهه ۱۳۶۰، پس از دیدار با دوستی که او را به مشاهده آثار تاریخی اصفهان برده بود، متوجه شد که شناخت دقیقی از آثار تاریخی شهر خود ندارد. این تجربه او را به آغاز پژوهش درباره بیدگل ترغیب کرد. او از سال ۱۳۶۲ جمعآوری اطلاعات و اسناد تاریخی منطقه را آغاز کرد و در این مسیر، حاجآقا جواد صباحی نیز با او همکاری داشت.
فعالیت او به جستوجوی کتابخانهها محدود نماند. به گفته هاشمیتبار، در روزهای تعطیل حوزه، بخشهای مختلف بیدگل از جمله دشتها، مزارع، قلعهها، خانههای قدیمی، محلهها، مساجد، امامزادهها و حسینیهها را بررسی میکرد. او از خادمان مساجد نیز درخواست میکرد اسناد، کتابها و نوشتههایی را که مردم دیگر به آنها نیاز نداشتند، نگهداری کنند تا برای بررسی و جمعآوری به دست او برسند. در این میان، بخشی از اسناد نیز به دلیل بیتوجهی از بین رفته بود.
به مرور، این تلاشها به جمعآوری نسخههای خطی، اسناد، کتابها و منابع تاریخی متعدد انجامید. هاشمیتبار گفت که در حال حاضر دو صندوق از کتابهای خطی و قرآنهای قدیمی در اختیار دارد و بهصورت دورهای آنها را بررسی میکند تا از آسیبدیدگی، از جمله آسیب موریانه، جلوگیری شود. او در عین حال از نبود حمایت مالی برای ساماندهی و آمادهسازی این مجموعه سخن گفت؛ مجموعهای که به گفته او میتواند در اختیار پژوهشگران و دانشجویان قرار گیرد.
در بخش پایانی گفتوگو، بر اهمیت ثبت تاریخ محلی پیش از از میان رفتن اسناد و خاطرات تأکید شد. روایتهای خانوادگی، اسناد مکتوب، بناهای تاریخی و خاطرات افراد، در کنار یکدیگر بخشهایی از تاریخ شفاهی بیدگل را تشکیل میدهند و جمعآوری و ساماندهی آنها میتواند زمینهای برای پژوهشهای بعدی درباره تاریخ اجتماعی و فرهنگی این منطقه فراهم کند.
هشتادوهفتمین نشست تخصصی مرکز پژوهشی کاشانشناسی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ با حضور حجتالاسلام سیدحسین هاشمیتبار برگزار شد. دکتر حیدری، دکتر ایمانیان، دکتر جعفرنژاد، آقای عابدینی و خانم خسروی نیز در این نشست حضور داشتند. این برنامه در سالن شهید سلیمانی برگزار شد.






نظر شما :