نشست ۷۶ کاشانشناسی با موضوع «از کارگری کارخانه حریر مخمل تا مدیریت آموزش و پرورش»
هفتاد و ششمین نشست تخصصی مرکز پژوهشی کاشانشناسی در تاریخ ۱۳ تیرماه سال ۱۴۰۵ با محوریت «از کارگری کارخانه حریر مخمل تا مدیریت آموزش و پرورش» و با حضور مهمان ارجمند، آقای علیمحمد الماسی (متولد ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۱ در کاشان) در سالن شهید سلیمانی سازمان مرکزی برگزار گردید. در این نشست علمی و تخصصی، آقای دکتر حیدری رئیس مرکز، آقای عابدینی و خانم خسروی در جلسه حضور داشتند. در ابتدای برنامه، دکتر حیدری ضمن خوشآمدگویی، به جامعیت شخصیت آقای الماسی در ثبت خاطرات، تاریخ آموزش و پرورش، موضوع خیرین مدرسهساز و دانشگاهساز، تاریخ شفاهی خیرین کاشان و نحوه شکلگیری و اهداف این واحدها اشاره کردند و وقف را به عنوان اصلیترین سرمایه اجتماعی محور گفتگو قرار دادند. آقای الماسی در تشریح دوران کودکی خود بیان داشت که به دلیل کوچ ششماهه خانواده به یکی از روستاهای قمصر از اردیبهشت تا آبان و عدم وجود مدرسه در آن روستا، امکان ثبتنام در اول مهر را نداشت؛ اما در آبانماه با مراجعه به مدرسه فردوسی خیابان امام، یکی از معلمان برجسته به نام آقای احمد الماسیان با درک شرایط وی و اعمال یک «دیگریخواهی مؤثر»، او را پذیرفت تا ۵ سال اول ابتدایی را از آبان تا اردیبهشت درس بخواند و زودتر امتحان دهد. وی با تأکید بر اینکه قوانین باید «کشتی نوح باشند نه ششمیر فرعون»، افزود به دلیل عدم امکان ماندن در کاشان برای امتحانات نهایی سال ششم، مجبور به ترک تحصیل شد.
وی پس از ترک تحصیل، شغلهای متنوعی مانند بقالی، نجاری و ورتابی (که شغلی بسیار سخت بود) را تجربه کرد و سرانجام در سن ۱۴ سالگی در کارخانه حریر و مخمل استخدام شد؛ اما به توصیه و تشویق آقای جواد فرقانی (از معلمان دوران مدرسه) که او را در کارخانه دیده بود، تحصیلات خود را به صورت شبانه تا سال ۱۳۵۱ ادامه داد و حتی گاهی برای رفع اشکال با بزرگواری معلمانی چون آقای غفارپور سر کلاسها مینشست. آقای الماسی در اردیبهشت ۱۳۵۲ در قالب سپاه دانش به شهرستان میانه در آذربایجان شرقی اعزام شد و در آنجا به کمک دانشآموزان کلاس سوم، مدرسهای متشکل از یک کلاس، اتاق خواب معلم و آبدارخانه ساخت که تا آبانماه آماده شد و خاطره جوانه زدن دانههای جو از دیوار کاهگلی آن را هرگز فراموش نمیکند. وی سپس از دانشگاه سپاهیان انقلاب (ابوریحان بعدی) فارغالتحصیل شد و در سال ۱۳۵۱ به شغل معلمی درآمد و ازدواج کرد. او با بازگشت به کاشان و تدریس در آران و بیدگل، همراه با مدیرانی چون آقای واثقی و همکاری خود دانشآموزان، جهاد مدرسهسازی را از سالهای ۱۳۵۸–۱۳۵۹ بدون حضور اولیه خیرین آغاز کرد؛ کلاسهایی که اگرچه اصول فنی در آنها رعایت نشده بود و «سردخانه» نامیده میشدند، اما روح آموزش ایمان و معرفت در آنها جاری بود. وی بعدها رئیس آموزش و پرورش آران و بیدگل شد و با یادکرد از استاد خود آقای اسلامی، از شروع رسمی حرکت خیرین در آن دوران سخن گفت.
در ادامه خاطرات، وی به ماجرای دعوت آقای سید علیرضا شفیعی مطهر (مدیرکل آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد) در مرداد ۱۳۶۷ برای پذیرش معاونت آن استان و چالشهای اداری آن با آقای فانی (معاون وقت وزیر) اشاره کرد. الماسی همچنین با بازخوانی فضای مدرسه دوطبقه فردوسی با حیاط شنی، مدیرانی چون آقای طباطباییان، معلمان دیگری مانند آقای شقاقی، روشهای تنبیهی آن زمان مثل فلک کردن با ترکه انار حوض مدرسه، و کلاسهای رفع اشکال مدرسه عدالت درب عطا به مدیریت آقای عدالتی (از ۶ تا ۷:۴۵ صبح و ۱۸ تا ۲۰) یاد کرد؛ کلاسهایی با اختلاف سنی ۲۰ سال میان دانشآموزان که افرادی همچون پروفسور پورمحمدیان (از کار در نانوایی سنگکی تا تحصیل در آمریکا و تبدیل شدن به خیر بزرگ) در آن رشد یافتند. وی با اشاره به اینکه برخلاف گذشته، خودش همواره با دانشآموزانش دوست، مهربان و مأنوس بوده و با آنها برفبازی میکرده است، صحبتهای خود را با تأکید بر نقش الهامبخش کتاب «۱۱۰ سال نساجی بهشهر» نوشته آقای لاجوردیان به پایان رساند.
نظر شما :