روایت فعالیتهای مبارزاتی دانشجویی در مدرسه عالی علوم کاشان در نشست ۷۴
هفتاد و چهارمین نشست تخصصی مرکز پژوهشی کاشانشناسی در تاریخ ۴ تیرماه سال ۱۴۰۵ با محوریت «فعالیتهای مبارزاتی دوران دانشجویی در مدرسه عالی علوم کاشان» و با حضور مهمان ارجمند، آقای حاج محمد شاطری برگزار گردید. در این نشست علمی و تخصصی آقای دکتر حیدری و آقای عابدینی در جلسه حضور داشتند. آقای حاج محمد شاطری، مبارز دوران انقلاب و از اولین ورودیهای مدرسه عالی علوم کاشان، متولد سال ۱۳۲۷ است. وی در ابتدای سخنان خود به چگونگی ورودش به عرصههای مذهبی و مبارزاتی اشاره کرد و یادآور شد که پس از اتمام کلاس ششم، در بازار کاشان و در یک مغازه نانوایی مشغول به کار شده است. در سال ۱۳۴۲ و در سن پانزده سالگی وی، همزمان با دستگیری امام خمینی، مغازههای بازار کاشان تعطیل شد و بازاریان با شعارهای «مرگ بر این دولت قانونشکن» و «یا مرگ یا خمینی» از مسیر میدان تلگرافخانه (میدان 15 خرداد) و میدان فیض به سوی شهربانی شهر واقع در خیابان اباذر حرکت و همچنین کارگران ریسندگی از تلگرافخانه (میدان 15 خرداد) به سمت دروازه دولت و محل شهربانی واقع در خیابان اباذر حرکت و به جمع بازاریان پیوستند. در مقابل شهربانی، یکی از کسبه بازار به نام آقای رشادی زخمی و به بیمارستان اخوان منتقل گردید که این حرکت نقطه آغاز آشنایی آقای شاطری با نهضت امام خمینی و شروع فعالیتهای سیاسی وی شد.ایشان یادآور شدند مردم با در دست داشتن چوب دستی و دادن شعار و برخی هم با کندن شاخه های درختان بقیه را همراهی میکردند و شعار میدادند وی در ادامه به نحوه ورود به فعالیت های سیاسی اشاره نمودند که رساله های امام خمینی را از قم آورده و تحویل آقای یزدان خواه میدادند.
در بخشی از سخنان ایشان آمده است که وی در سال ۱۳۴۵ تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و سیکل خود را در مدرسه شبانه آقای عدالتی دریافت کرد و به سربازی رفت؛ سپس در سال ۱۳۵۳ دیپلم طبیعی خود را از دبیرستان امام (پهلوی سابق) گرفت و با قبولی در کنکور، در رشته فیزیک مدرسه عالی علوم کاشان پذیرفته شد. وی قبل از دانشجو شدن، با این اعتقاد که زیرساخت کارهای سیاسی باید دینی باشد، کلاسهای فکری، اعتقادی و آموزش قرآن را برای جوانان در چهار نقطه شهر شامل مناطق درب اصفهان (ملا حبیبالله شریف)، درب فین (قاضی اسدالله)، محله سرسنگ (خیابان غیاثالدین جمشید) و خیابان علوی برگزار میکرد. آقای شاطری تاکید کردند که فعالیتهای مبارزاتی آنان در قالب گروهی متشکل از شهید احمد فرگاه، شهید مهدی هنردار، مرحوم خدابخش، سردار ابنالرسول و ... انجام میشد و ایشان رابط این گروه با مجاهدین خلق بود که اطلاعیهها، بیانیهها و نشریات سازمان را به کاشان میآورد و پس از تایید مرحوم شیخ علی آقا نجفی، تکثیر میکردند. وی به خاطرهای در این زمینه اشاره کرد و گفت که کتاب «اقتصاد به زبان ساده» نوشته مجاهدین خلق را که در قطع جیبی و حدود ۱۵۰ صفحه و مزین به آیات و روایات بود، در اختیار مرحوم آیتالله شیخ علیآقا نجفی قرار دادند؛ اما ایشان پس از مطالعه فرمودند این کتاب هیچ نسبتی با اسلام ندارد، محتوای آن مارکسیستی است و عبارت «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران» در ابتدای آن شرکآمیز است، فلذا به سازمان اعلام شد که این کتاب را تکثیر و توزیع نخواهند کرد.
آقای شاطری در ادامه افزود که با ورود به رشته فیزیک مدرسه عالی در مهر ۱۳۵۳، فضای مدرسه عالی را غیرمذهبی و مارکسیستی یافت که در آن کمونیستها و دختران بیحجاب حضور فعالی داشتند؛ از این رو با راهاندازی گروه کوهنوردی، دانشجویان را جذب کرده و آموزشهای مذهبی و سیاسی را به تدریج در برنامه کوهنوردی قرار دادند. در مقطعی که مقرر شد دانشجویان نمایندهای برای ارتباط با مدیریت داشته باشند، وی از طرف فعالین مذهبی کاندیدا شد و در رقابت با آقای عبدالله آزرم و آقای شمشیری که از طرف مارکسیستها انتخاب شده بودند، با رای اکثریت دانشجویان به عنوان نماینده انتخاب گردید. در جلسهای مشترک با حضور آقایان حمید حدیثی، یونس مؤمنی، منصور بحرینی و احسان ناسیزاده تصمیم گرفته شد که سکوت سیاسی در کاشان شکسته شود؛ به همین منظور بعد از صرف ناهار، دانشجویان از سلف جنب باشگاه تختی با شعار «تو اگر برخیزی، من اگر برخیزم، همه برمیخیزند» به سمت ساختمان مدرسه عالی در ابتدای خیابان آیتالله کاشانی (نزدیک سه راه غزنوی) به راه افتادند که در این حرکت شیشههای مدرسه عالی شکسته شد، ۲۰ نفر دستگیر شدند و ترم تحصیلی منحل گردید. دلیل این تظاهرات، تصمیم مسئولان مبنی بر اخذ تعهد دبیری از دانشجویان از ابتدای ترم تحصیلی بود که اکثر دانشجویان با آن مخالف بودند؛ در پی این حوادث، آقای شاطری به همراه یونس مؤمنی از کاشان به لاهیجان (وطن یونس) رفتند و پس از بیست روز به تهران آمده و با دریافت بیانیههای جدید از رابط مجاهدین خلق به کاشان بازگشتند، اما از آنجا که شناسایی شده بودند و منزلشان تحت نظر شهربانی کاشان بود، فردای آن روز دستگیر و به شهربانی، ساواک قم و در نهایت زندان اوین منتقل شدند.
نظر شما :